محتوی و مطالب  که  قرآن زیاد بحث نموده است

موضوعات و مطالب قرآن کریم را می‌توان به چهار رشته کلی تقسیم نمود که می‌توان سایر موضوعات

جزئی و فرعی قرآن را منشعب از همین رشته‌ها دانست که این رشته‌ها بصورت مختصر مورد بحث قرار

می‌گیرند.

 

عقائد

در قرآن مطالبی جلب نظر می‌کند که به عقائد و اصول دین مربوط می‌شود. مانند ایمان به خدا ، انبیا ، قیامت ، بهشت و دوزخ ، صراط ، میزان و امثال آنها

شرایع و قوانین

موضوعات و مطالب دیگری در قرآن وجود دارد که مربوط به کیفیت رفتار و رابطه انسان با خدا و یا افراد همنوع خود است که روی هم رفته به وظایف و اعمال و تکالیف بشر و اوامر و نواهی خداوند مربوط می‌شود.

انواع شرایع و قوانین

عبادت

عبارت از آداب و آیین‌هایی است که کیفیت روابط انسان را با خدا تنظیم و رائه می‌کند مثل نماز ، روزه ، زکات ، حج و امثال آنها

معاملات

عبارت از قوانین و ضوابطی است که کیفیت رابطه مردم را با یکدیگر مشخص و معین نموده است که می‌توان همه آنها را در سه نوع قوانین خلاصه کرد :

  • قوانین مربوط به تامین پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و اقدام او در دعوت مردم به جهاد در راه خداوند به منظور حفظ و نگهبانی کانون و هسته مرکزی اسلام
  • قوانین مربوط به خانواده از قبیل : ازدواج ، طلاق ، نسب ، ارث ، وصیت و ...
  • قوانین مربوط به جزا و کیفر جرائم از قبیل: قصاص ، دیه ، حدود و امثال آنها

مطالب اخلاقی

مطلب سوم موضوعاتی است که به فضائل اخلاقی و تلطیف آداب و رسوم اجتماعی و آنچه در وصول انسان به سعادت و کمال انسانی موثر است ، مربوط می‌شود ضمن آنکه قرآن در این بخش عوامل سقوط و انحطاط فرد و یا جامعه را ارائه می‌دهد.

داستانهای آموزنده

رقم چهارم سلسله داستانهای حکمت آموز و عبرت آمیزی است که می‌تواند به عنوان فلسفه تاریخ مورد استفاده فرد یا جامعه باشد تا بشر بتواند مسیر صحیح و سالم زندگانی فردی یا اجتماعی خود را از لابلای این داستانها بیابد چون هیچ داستانی در قرآن نیامده که خالی از عبرت باشد.

به عبارت دیگر لبه‌های تیز و موثر داستانهای پیشین که در قرآن مطرح شده و فرد یا جامعه را رهنمون می‌باشد مورد توجه بوده و به همین جهت داستانهای قرآن کوتاه و در عین حال سودمند است و جزئیات و شاخ و برگهای رویدادها که هیچ گونه سازندگی و جنبه عبرت اندوزی در آنها دیده نمی‌شود به هیچ وجه در قرآن  باز نشوده است. کریم بازگو نشده است.

 

 

بهشت یا جنت

 

بهشت اقامتگاه ابدی مؤمنان و صالحان رستگار در جهان آخرت است و بهشتیان کسانی هستند که به تصریح قرآن، در ترازوی اعمال، کفه‌ی کارهای نیک‌شان از کفه‌ی بدی‌هاشان سنگین‌تر است. در قرآن مجید، بهشتیان به نام‌ها و صفت‌هایی همچون اصحاب الیمین و اصحاب الجنه خوانده می‌شوند.
بهشت معادل واژه «الجنّة» است و در قرآن مجید با این اسامی و اوصاف به کار رفته است:
جنة المأموی، جنّات المأوی، جنة النعیم، جنات الخلد، دار السلام، دارالمتقین، دار المقامة، عدن، الفردوس.

توصیف بهشت در سه سوره الرحمن، واقعه و دهر به صورت مفصل و در برخی از سوره های دیگر قرآن به صورت گذرا و مجمل بیان شده است و به بسیاری از نعمت های بهشتی همچون میوه‌ها و باغها و چشمه‌ساران و زنان پری‌رو با لباس‌های حریر و ... و نیز نعمت‌های معنوی همچون رضوان خداوند و ... اشاره گردیده است.
در اینکه آیا آن بهشت موعود، اکنون نیز موجود است یا نه، میان دانشمندان اسلامی اختلاف نظر است. اکثر دانشمندان معتقدند که بهشت هم اکنون وجود خارجی دارد و برای اثبات ادعای خود به ظواهر برخی از آیات استدلال می‌کنند.
در روایات مربوط به معراج و روایات دیگر نیز نشانه‌های روشنی از این موضوع دیده می‌شود. بنابراین می‌گویند بهشت در درون و باطن این جهان است اما برای ما قابل دید و درک نیست؛ به عبارت دیگر عالم آخرت و بهشت و دوزخ، بر این عالم احاطه دارد و این جهان همانند جنین در درون آن جهان قرار دارد.
آیات قرآن و روایات اسلامی دلالت دارد که بهشت نیز همانند جهنم، درهایی دارد.
امام باقر علیه السلام فرمود:
«بهشت دارای هشت در است که عرض هر در، به اندازه چهل سال راه است.»
و در قرآن آمده است که جهنم هفت در دارد.
شیخ صدوق، از علمای بزرگ شیعه، می‌نویسد:

اعتقاد ما درباره بهشت این است که بهشت دارالبقاء و دارالسلام است. مرگ و پیری، بیماری و ناخوشی، زوال و زمینگیری، غم، فقر و خستگی و فرسودگی در آن نیست.

 

درجات در بهشت

درجات در بهشت متفاوت است:
بعضی‌ از بهشتیان از تسبیح و تقدیس و تکبیر خداوند بهره‌مندند
بعضی از انواع خوردنی‌ها، آشامیدنی‌ها، میوه‌ها، لباس‌های زربفت، حریر و سندس و همنشینی با حور العین
منابع:
تفسیر نمونه المیزان؛ مجمع البیان؛ دایرةالمعارف الشیعه العامه، ج 7، ‌ص 36؛ قرآن پژوهی، ‌ص 572


الجنّة و أهل الجنّة
1- الجنّة خیر مال، و النّار شرّ مقیل 1765.
بهشت بهترین عاقبت، و آتش بدترین خوابگاه است

2- ألا و إنّی لم أر کالجنّة نام طالبها، و لا کالنّار نام هاربها 2761.
آگاه باشید که من ندیدم مثل بهشت، که طلب کننده‏اش در خواب باشد، و نه مانند آتش دوزخ، که گریزان از آن در خواب باشد.
3- إنّ أهل الجنّة کلّ مؤمن هین لین 3400.
به راستى که اهل بهشت، هر مؤمن نرمخوى هموارى است

4- إنّ اللّه تعالى یدخل بحسن النّیّة و صالح السّریرة من یشاء من عباده الجنّة 3544.
به راستى که خداى تعالى بواسطه حسن نیت، و شایستگى سریره و نهان، از بندگانش هر که را که خواهد داخل بهشت مى‏نماید (یعنى هر چند کارى که استحقاق بهشت را برساند نکرده باشد).

5- الجنّة دار الأمان 397.
بهشت سراى امان است.
ص 194